ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
مقدمه 30
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
سراينده : جناب آقاى سيد حسين مرندى فرزند دانشمند مرحوم سيد العلماء الاعلام حاج سيد عبد العلى مرندى گرگ چالاك روزگاربين * چون نشسته كمين براى شكار پير و برنا و عالم و جاهل * هست يكسان به پيش آن غدار مىبرد ، مىدرد ، هلاك كند * هرچه آيد بچنگ آن خونخوار ليك حيف است عالمان بردن * جاهلان هشتن و شدن سربار بالاخص عالم ستوده خصال * فاضل بىهمال و شرعمدار آن معلم كه بود از اعلام * وان محقق كه بود از ابرار قانع و ساخته به حد اقل * كاين بود از خصايص اخيار كى تواند شمرد آثارش * بندهء ناتوان و بىمقدار كه معرف نشايدى بودن * از معرف فروتر و كمبار بلكه بايد بزرگ مردانى * چون همائى شهره در اقطار يا كه روضاتى جليل الشان * برشمارند از او همه آثار رحمت كردگار بر روحش * مدفنش باد مطلع الانوار پى تجليل وى مرندى گفت * با كمال خلوص اين اشعار رحلت او بسال شمسى هست * ابدى شد مكارم الآثار